

خب حالا شما میتونید برید به کاراتون برسید من یه خورده واسه خودم از خاطرات گذشتم بنویسم![]()
وقتی که ابتدائی بودم نمیدونم چرا اینقد علاقه به این رادیو جیبیا داشتم حتی بیشتر از همه اسباب بازیام و کارتون .یه حس خاصی داش برام.این خاطره برا این یادم افتاد رفتم دبنال یه چیزی بگردم که این رادیو از زمان بچگیم رو پیدا کردم.البته زمان ساختش خیلی قدیمیه و برا قدیما بوده .این عکسشه

خلاصه با کمال تعجب وقتی دوتا باطری زدم بهش دیدم کار میکنه و همونطوری صدای واضح و شفافی داره.چقده دلم تنگ بچگی هامو گرفت
خونه قبلیمون که بودیم روی تخت وسط حیاط شبا رو به اسمون اینو روشن میکردم و خوشم میومد به ستاره ها نگاه کنم و رادیو گوش کنم هر چند اصلا گوش نمیدادم چی میگن فقط به صورت نمادین ازش استفاده میکردم
اخه سرم نمیشد که زیاد فقط حسشو دوس داشتم
بعدش یهویی دیدم که وایییییییییییییییی یه چی دیگه رو یافتم که اصن به وضعی داغون بچگیام شدم
خیلی بچه خوبی بودم فکری بدی در موردم نکنیدا فقط یه نموره شر بودم
ازارم به کسی نمیرسیدا فقط همیشه مامانم از دست من کلافه میشد
خواهرامم میگفتن تو باز چیکار کردیییییییییییی
الان فکرشو میکنم میگم چرا اینقده من قرار نیمگرفتم رو زمین خدا![]()
خب اول قضیه رو بگم بعد عکسشو بذارم.وقتی که خونمونو فروختیم و رفتیم یه خونه دیگه ُ خونه جدیدمون زیرزمین داش
خونه قبلی ما هم هم کف بود و زیرزمین نداش همون یه طبقه .بعد خلاصه به محض ورودمون به خونه من جیغ زدم واییییییییییییییییییییییییییییی زیرزمینننننننننننننننن دارههههههههههه
که فروشنده خونه پشت سرم بود و کلی خجالتیدم
البته توی چهارسال بودما .بعد همون روزای اول کل خونه رو شروع به بررسی کردم وقتی از همه چیه خونه سردراوردم دیگه بیکار شدم و به باغچه ها برخوردم
نمیدونم دقیقا با چه انگیزه ای اینکارارو میکردم ولی سر باغچه وقتی میکندم دلم میخواس بدونم وقتی تمام باغچه رو بکنم به کجا میرسم
برا همین با یه قاشق شروع کردم به کندن . تقریبا ۳۰ سانت یه کم بیشتر یا کمتر که کندم دیدم قاشقم خورد به یه چی .باغچه شن بادی توش بود برا همین خیلی نرم بود دستمو بردم توی خاک بغلشو کندم دیدم یه چیزی که اصلا معلوم نبود چیه اوردم بیرون رفتم شستم دیدم اینه![]()

این خیلی کوچیکه ها یه خورده از دوتا بند انگشت بزرگتره
فکر کنم بچه های خونه قبلی اینو چالش کرده بودن نمیدونم والله. خلاصه در عالم بچگی من کلی کیفولیدم به خاطر کشفم
اینو نگهش داشتم .خلاصه اینطوریاس که بچگی عالمی دارد ![]()
برچسب:
نویسنده: ali