هوای انتشار دارم
شاعر : میترا خان آبادی
روزی صدایم را
در ضیافت کبوتر و آسمان خواهم کاشت
…
شانه های ذهنم
زیر بار ِدرد همخوابگی ِ شک وشعور
خم می شود
زانوی لذت ِدیدار ، خاکی ست
و بالهای نگاهم بوی غربت می دهد
اضلاع تنم در هندسه ی منقبض ترسِ بی همیشگی گرفتار
سایه ی دراز آیه های سراب
طرح خواب می زند
بر تن کاشیهای پُرتَرَک حوض بی آب خانه
فکرهای طویل و دردناکی دارم
و صدایم، هوای انتشار دارد
برچسب:
نویسنده: ali